فیلم من قبل از تو (Me Before You) رو چندین و چند بار دیدمآخرین دیالوگ فیلم که متن یک نامه است:کلارکوقتی که این نامه رو میخونیاحتمالاً چند هفتهای از رفتن من گذشتهاگه طبق رهنمودها عمل کرده باشیالان باید در پاریس باشیروی یکی از اون صندلیهایی کههیچوقت روی سنگفرش صاف قرار نمیگیرنامیدوارم هوا هنوز آفتابی باشهاونطرف پل سمت راستتعطرفروشی آرتیزان پرفیومر هستیه عطر به اسم “پاپیون اکسترم” رو امتحان کنهمیشه به نظرم میاومدکه بوش خیلی به تو میادچند تا چیز هست کهمیخواستم بهت بگم ولی نمیتونستمچون اونوقت احساساتی میشدیو نمیذاشتی حرفم رو تموم کنمپس، الان میگم…وقتی برگردی خونهمایکل لاولر یه حساب بانکی رودر اختیارت قرار میده …که به قدر کافی موجودی دارهکه شروع تازهای داشته باشیهول نشو!!!اون قدر نیست که بخوایبقیهی عمرت رو یه جا بشینیولی اونقدری هستکه آزادیت رو بخریحداقل از اون شهر کوچیکیکه هردومون بهش میگیم خونهجسورانه زندگی کن،کلارکبه خودت فشار بیاربه حداقل رضایت ندهاون جوراب شلواری راهراه رو با افتخار بپوشاینکه بدونم تو هنوز فرصتهایی داری، لذتبخشهو اینکه بدونم ممکنه من این چیزها رو بهت دادمبرایم آرامشبخشهخب، به آخر خطر رسیدیمتو روی قلب من حک شدی، کلارکاونم از همون روز اولی که اومدیبا اون لبخند دلنشینتو اون لباسهای مسخرهاتو شوخیهای بیمزهاتو ناتوانیت در مخفی کردنتک تک احساساتی که داشتیزیاد به من فکر نکندلم نمیخواد ناراحت بشیفقط خوب زندگی کنزندگیت رو بکنهر قدمی که برمیداریمن هم کنارت خواهم بودبا عشق، ویل
برچسب:
نویسنده: آرین هاشمی
تاريخ: دوشنبه
26 دی
1401 ساعت: 14:30